غزلانه

متن مرتبط با «درد یک پنجره» در سایت غزلانه نوشته شده است

یک شبی مجنون نماز خود شکست - مرتضی عبداللهی

  • نیلوبلاگ

    یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زلیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرد...

    ادامه مطلب
  • درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند -کاظم بهمنی

  • نیلوبلاگ

    درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند xa0 سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند xa0 یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند xa0 آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند xa0 نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا xa0 xa0 xa0 xa0 قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند xa0 xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب