
موضوع «تا تو با منی-هوشنگ ابتهاج» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بخت و کام جاودانه با من استتو بهار دلکشی و من چو باغشور و شوق صد جوانه با من استیاد دلنشینت ای امید جانهر کجا روم روانه با من استناز نوشخند صبح اگر توراستشور گریه ی شبانه با من استبرگ عیش و جام و چنگ اگرچه ...
ادامه مطلب
موضوع «ابر می بارد-امیر خسرو دهلوی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جداابر و باران و من و یار ستاده به وداعمن جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جداسبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبزبلبل روی سیه مانده ز گلزار جداای مرا در ته هر موی به زلفت بندیچه ک...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «پیام روز بانکدار - نویسنده : هانیل» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پدر من یک کارمند بانک است :-او هر روز به جای تمام اختلاسگر های چند صد میلیاردی به مردم طلبکار از زندگی و بدهکار به بانک ، جواب پس می دهد .-هر روز صبح و در هر فصلی کت و شلوار پوشیده به محل کارش می رود ...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «خلاف عالم-سعدی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینمبه جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینممن اول روز دانستم که با شیرین درافتادمکه چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینمتو را من دوست میدارم خلاف هر که در عالماگر طعنه است در عقلم اگر...
ادامه مطلب
موضوع «یک شبی مجنون نماز خود شکست - مرتضی عبداللهی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زلیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب ...
ادامه مطلب
واسونک های شیرازی در این گزارش به بررسی کامل «واسونک های شیرازی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. واسونک ، بیت های کوتاه و شادی در وصف عروس و داماد است که در مراسم های عروسی مردم شیراز و اغلب مناطق استان فارس خوانده می شوند . گاهی این شعر خوانی شادمانه به محلی برای گفتن حرف هایی تبدیل می شود ...
ادامه مطلب
واسونک ، بیت های کوتاه و شادی در وصف عروس و داماد است که در مراسم های عروسی مردم شیراز و اغلب مناطق استان فارس خوانده می شوند . گاهی این شعر خوانی شادمانه به محلی برای گفتن حرف هایی تبدیل می شود که جز به این وسیله قابل بیان کردن نیستند .1.جینگ جینگ ساز میاد و از بالای شیراز میادشازده دوماد غم نخور ،...
ادامه مطلب
یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زلیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرد...
ادامه مطلب
وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، پر مرغان صداقت آبی ست دیده در آینه صبح تو را می بیند . از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پرو بال . تو گل سرخ منی تو گ...
ادامه مطلب
تا تو با منی زمانه با من است بخت و کام جاودانه با من استتو بهار دلکشی و من چو باغ شور و شوق صد جوانه با من است یاد دلنشینت ای امید جان هر کجا روم روانه با من است ناز نوشخند صبح اگر توراست شور گریه ی شبانه با من است برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست رقص و مستی و ترانه با من است گفتمش مراد من به خنده گفت لابه از تو و بهانه با من است گفتمش من آن سمند سرکشم خنده زد که تازیانه با من است هر کسش گرفته دامن نیاز ناز چشمش این میانه با من است خواب نازت ای پری ز سر پرید شب خوشت که شب فسانه با من است ...
ادامه مطلب
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند ...
ادامه مطلب
ترا من چشم در راهم ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهم شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانن در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم ترا من چشم در راهم ...
ادامه مطلب
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش را عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرایندش را قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید بفرستند رفیقان به تو این بندش را : منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر ...
ادامه مطلب
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها تپش تبزده نبض مرا می فهمید آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید من که حتی پی پژواک خودم می گردم آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید......
ادامه مطلب
تلخی نکند شیرین ذقنم خالی نکند از می دهنم عریان کندم هر صبحدمی گوید که بیا من جامه کنم در خانه جهد مهلت ندهد او بس نکند پس من چه کنم از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم تنگ است بر او هر هفت فلک چون می رود او در پیرهنم از شیره او من شیردلم در عربدهاش شیرین سخنم می گفت که تو در چنگ منی من ساختمت چونت نزنم من چنگ توام بر هر رگ من تو زخمه زنی من تن تننم حاصل تو ز من دل برنکنی دل نیست مرا من خود چه کن...
ادامه مطلب