پیام روز بانکدار - نویسنده : هانیه بابانژاد

خرید بک لینک

پدر من یک کارمند بانک است :

-او هر روز به جای تمام اختلاسگر های چند صد میلیاردی به مردم طلبکار از زندگی و بدهکار به بانک ، جواب پس می دهد .

-هر روز صبح و در هر فصلی کت و شلوار پوشیده به محل کارش می رود تا موضوعاتی تکراری را برای مردمی غیر تکراری تکرار کند .

-هیچ و قت زودتر از ساعت 4 بعد از ظهر ناهار نخورده و همین علت بیماری های معده خود و اغلب همکارانش است .

-روزانه 8 تا 9 ساعت برای روزی حلال کار مفید دارد و آخر سر به ربا خواری متهم می شود .

-وقتی به هر دلیلی همه ی ادارات تعطیل می شوند همیشه بانک ها استثنا هستند .

-آخرین روزهای سال برای همه پر از شور و نشاط است در حالی که پدر من بعضا تا ساعت های ابتدایی 29 اسفند هم سرکار است .

-او هر روز و هر لحظه استرس مسئولیت هایش در قبال مردم و بالادستی هایش را تحمل می کند و در آخر باید در قبال تمام بی عدالتی ها سکوت کند و فقط ضعف اعصابش به نزدیکانش می رسد .

این داستان تمام کارمند های بانک است . به مناسبت روز بانکدار کمی با آنها مهربان تر باشیم ...

نویسنده : هانیه بابانژاد

غزلانه...

ما را در سایت غزلانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 249 تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 4:28

صفحه بندی