غزلانه

متن مرتبط با «مصدق» در سایت غزلانه نوشته شده است

بازان-حمید مصدق

  • نیلوبلاگ

    xa0 وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، پر مرغان صداقت آ...

    ادامه مطلب
  • سیب-حمید مصدق

  • نیلوبلاگ

    تـــــوبــه مـــن خندیدیxa0 و نمیدانستی مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه ســــیبxa0رادزدیدم ! باغبــــان ازپی مــــن تنددوید ســــیبxa0دندان زده را دست تودید غضب آلــــود به من کردنـــگاه ســـیبxa0دندان زده ازدســت توافتادبه خــــاک و تـــو رفتــی وهنـــوز سالهــــاست که درگـــوش من آرام آرام خش خش گام توتکرارکنان میدهد آزارم ومن اندیشه کــنان غرق این پنــــدارنم که چرا باغچه کوچک مــاxa0ســـیبxa0نداشت.... . xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب