غزلانه

متن مرتبط با «چنگ و چنگ نواز» در سایت غزلانه نوشته شده است

نقدی بر فیلم کفرناحوم-هانیل

  • نیلوبلاگ

    کفرناحوممهم نیست در چه جامعه و فرهنگی رشد یافته اید ، این فیلم حتما شما را شگفت زده می کند . در هر پلان کارگردان نکته ای گنجانده که سرشار از واقعیات عمیق و دردناک است . هرچند همین خصیصه گاهی مخاطب را دلزده می کند و یا حتی این حس را در او به وجود می آورد که احساساتش به بازی گرفته شده اند و اجازه ی فکر کردن به او داده نمی شود ، اما باز هم تاثیر خودش را می گذارد .در دقایقی از فیلم ما تلاش های (زین) را میبینیم برای نجات خواهری که تنها پناهش اوست و درست چند دقیقه بعد ما زین را می بینیم که فارغ از رفت...

    ادامه مطلب
  • واسونک های شیرازی

  • نیلوبلاگ

    واسونک ، بیت های کوتاه و شادی در وصف عروس و داماد است که در مراسم های عروسی مردم شیراز و اغلب مناطق استان فارس خوانده می شوند . گاهی این شعر خوانی شادمانه به محلی برای گفتن حرف هایی تبدیل می شود که جز به این وسیله قابل بیان کردن نیستند .1.جینگ جینگ ساز میاد و از بالای شیراز میادشازده دوماد غم نخور ،...

    ادامه مطلب
  • یک شبی مجنون نماز خود شکست - مرتضی عبداللهی

  • نیلوبلاگ

    یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زلیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرد...

    ادامه مطلب
  • نقدی بر فیلم کفرناحوم-هانیه بابانژاد

  • نیلوبلاگ

    کفرناحومxa0مهم نیست در چه جامعه و فرهنگی رشد یافته اید ، این فیلم حتما شما را شگفت زده می کند . در هر پلان کارگردان نکته ای گنجانده که سرشار از واقعیات عمیق و دردناک است . هرچند همین خصیصه گاهی مخاطب را...

    ادامه مطلب
  • نوید مرگ-امید صباغ نو

  • نیلوبلاگ

    در من نویدِ جنگِ غـم انگیزِ دیگریست در چشم هام جراتِ چنگیز دیگریست جنگِ میان ما دو نفر کشته می دهد وقتی کـه دستهات گلاویز دیگریست فهمیده ام که داغِ جنوب از وجود توست اهواز بی حضـور xa0تـو، تبریزِ دیگریست با نخلxa0های شهر شما شرط بسته ام پشت خزان طی شده پاییز دیگریست xa0...

    ادامه مطلب
  • پیام روز بانکدار - نویسنده : هانیه بابانژاد

  • نیلوبلاگ

    پدر من یک کارمند بانک است : -او هر روز به جای تمام اختلاسگر های چند صد میلیاردی به مردم طلبکار از زندگی و بدهکار به بانک ، جواب پس می دهد . -هر روز صبح و در هر فصلی کت و شلوار پوشیده به محل کارش می رو...

    ادامه مطلب
  • حوصله-فاضل نظری

  • نیلوبلاگ

    بی لشگریم!حوصله شرح قصه نیست فرمانبریم حوصله شرح قصه نیستبا پرچم سفید به پیکار می رویمما کمتریم! حوصله شرح قصه نیستفریاد می زنند ببینید و بشنویدکور و کریم! حوصله شرح قصه نیستتکرار نقش کهنه خود در لباس نوبازیگریم!حوصله شرح قصه نیستآیینه ها به دیدن هم خو گرفته اندیکدیگریم! حوصله شرح قصه نیستهمچون انار خون دل از خویش می خوریمغم پروریم! حوصله شرح قصه نیستآیا ب...

    ادامه مطلب
  • روز شکار-پروین اعتصامی

  • نیلوبلاگ

    روز شکار، پیرزنی با قباد گفت کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیستروزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار تحقیق حال گوشهنشینان گناه نیست هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد آب قنات بردی و آبی بچاه نیست سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است کار تباه کردی و گفتی ت...

    ادامه مطلب
  • کوچه-فریدون مشیری

  • نیلوبلاگ

    بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخههاxa0 دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ...

    ادامه مطلب
  • مرگ-فروغ فرخزاد

  • نیلوبلاگ

    مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد خـاک می خواند مرا هر دم به خویش می رسند از ره کـــه در خــــا...

    ادامه مطلب
  • تا تو با منی-هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    تا تو با منی زمانه با من است بخت و کام جاودانه با من استتو بهار دلکشی و من چو باغ شور و شوق صد جوانه با من است یاد دلنشینت ای امید جان هر کجا روم روانه با من است ناز نوشخند صبح اگر توراست شور گریه ی شبانه با من است برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست رقص و مستی و ترانه با من است گفتمش مراد من به خنده گفت لابه از تو و بهانه با من است گفتمش من آن سمند سرکشم خنده زد که تازیانه با من است هر کسش گرفته دامن نیاز ناز چشمش این میانه با من است خواب نازت ای پری ز سر پرید شب خوشت که شب فسانه با من است ...

    ادامه مطلب
  • ابر می بارد-امیر خسرو دهلوی

  • نیلوبلاگ

    ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جداابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز بلبل روی سیه مانده ز گلزار جدا ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت زود برگیر و بکن رخنه دیوار جدا می دهم جان مرو از...

    ادامه مطلب
  • نی محزون-شهریار

  • نیلوبلاگ

    امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجر...

    ادامه مطلب
  • تو را من چشم در راهم - نیما یوشیج

  • نیلوبلاگ

    ترا من چشم در راهم ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهمxa0 xa0 شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانن در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم ترا من چشم در راهمxa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • شیخ سیه روز-کاظم بهمنی

  • نیلوبلاگ

    xa0تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردxa0 غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش را عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرایندش را قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید...

    ادامه مطلب
  • چنگ و چنگ نواز-مولانا

  • نیلوبلاگ

    تلخی نکند شیرین ذقنم خالی نکند از می دهنم عریان کندم هر صبحدمی گوید که بیا من جامه کنم در خانه جهد مهلت ندهد او بس نکند پس من چه کنم از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم تنگ است بر او هر هفت فلک چون می رود او در پیرهنم از شیره او من شیردلم در عربدهاش شیرین سخنم می گفت که تو در چنگ منی من ساختمت چونت نزنم من چنگ توام بر هر رگ من تو زخمه زنی من تن تننم حاصل تو ز من دل برنکنی دل نیست مرا من خود چه کن...

    ادامه مطلب
  • مزارنامه پروین

  • نیلوبلاگ

    اینکه خاک سیهش بالین استxa0xa0xa0xa0xa0اختر چرخ ادب پروین است گر چه جز تلخی ز ایام ندیدxa0xa0xa0xa0xa0هر چه خواهی سخنش شیرین است صاحب آن همه گفتار، امروزxa0xa0xa0xa0xa0سائل فاتحه و یاسین است دوستان به که ز وی یاد کنندxa0xa0xa0xa0xa0دل بی دوست دلی غمگین است خاک در دیده بسی جان فرساستxa0xa0xa0xa0xa0سنگ بر سینه بسی سنگین است بیند این بستر و عبرت گیردxa0xa0xa0xa0xa0هر که را چشم حقیقتبین است هر که باشی و ز هر جا برسیxa0xa0xa0xa0xa0آخرین منزل هستی این است آدمی هر چه توانگر باشدxa0xa0xa0xa0xa0چون بدین ...

    ادامه مطلب