مزارنامه پروین

خرید بک لینک
اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است

گر چه جز تلخی ز ایام ندید هر چه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آن همه گفتار، امروز سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جان فرساست سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد هر که را چشم حقیقتبین است

هر که باشی و ز هر جا برسی آخرین منزل هستی این است

آدمی هر چه توانگر باشد چون بدین نقطه رسد مسکین است

اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آن کس که در این محنت گاه خاطری را سبب تسکین است

غزلانه...

ما را در سایت غزلانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:20

صفحه بندی