کوچه-فریدون مشیری
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:45
بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ...
مرگ-فروغ فرخزاد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:45
مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا دیدگـــــانم ...
تا تو با منی-هوشنگ ابتهاج
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:45
تا تو با منی زمانه با من است بخت و کام جاودانه با من استتو بهار دلکشی و من چو باغ شور و شوق صد جوانه با من است یاد دلنشینت ای امید جان هر کجا روم روانه با من است ناز نوشخند صبح اگر توراست شور گریه ی شبانه با من است برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست رقص و مستی و ترانه با من است گفتمش مراد من به خنده گفت...
ابر می بارد-امیر خسرو دهلوی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:45
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جداابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز بلبل روی سیه مانده ز گلزار جدا ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا دیده از بهر تو خونبار شد، ای...
نی محزون-شهریار
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 4:43
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای م...
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند -کاظم بهمنی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند xa0 سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند xa0 یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند xa0 آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند xa0 نه نفهمید کسی ...
تو را من چشم در راهم - نیما یوشیج
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
ترا من چشم در راهم ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهمxa0 xa0 شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانن در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم ترا...
خداحافظی تلخ - فاضل نظری
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر xa0 xa0 xa0 xa0 هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند ...
سیب-حمید مصدق
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
تـــــوبــه مـــن خندیدیxa0 و نمیدانستی مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه ســــیبxa0رادزدیدم ! باغبــــان ازپی مــــن تنددوید ســــیبxa0دندان زده را دست تودید غضب آلــــود به من کردنـــگاه ســـیبxa0دندان زده ازدســت توافتادبه خــــاک و تـــو رفتــی وهنـــوز سالهــــاست که درگـــوش من آرام آرام...
شیخ سیه روز-کاظم بهمنی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
xa0تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردxa0 غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد ماد...
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم-محمد علی بهمنی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندیدxa0 رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجان هاxa0 تپش تبزده نبض مرا می فهمیدxa0 آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو دادxa0 مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به انداز...
چنگ و چنگ نواز-مولانا
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
تلخی نکند شیرین ذقنم خالی نکند از می دهنم عریان کندم هر صبحدمی گوید که بیا من جامه کنم در خانه جهد مهلت ندهد او بس نکند پس من چه کنم از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم تنگ است بر او هر هفت فلک چون می رود او در پیرهنم از شیره او من شیردلم در عربدهاش شیرین سخنم می گفت که تو در چنگ منی من سا...
مزارنامه پروین
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:20
اینکه خاک سیهش بالین استxa0xa0xa0xa0xa0اختر چرخ ادب پروین است گر چه جز تلخی ز ایام ندیدxa0xa0xa0xa0xa0هر چه خواهی سخنش شیرین است صاحب آن همه گفتار، امروزxa0xa0xa0xa0xa0سائل فاتحه و یاسین است دوستان به که ز وی یاد کنندxa0xa0xa0xa0xa0دل بی دوست دلی غمگین است خاک در دیده بسی جان فرساستxa0xa0xa0xa0xa0سن...